غزل · هلالی جغتایی
غزل شماره ۱۱۷ - زان دل به جانب سگ کوی تو می کشد...
1
زان دل به جانب سگ کوی تو می کشد
کو دامنم گرفته، به سوی تو می کشد
2
دانی چرا به دامنت آویخته دلم؟
خود را به این بهانه به کوی تو می کشد
3
صاحب دلی که یافت سررشته مراد
سررشته اش به حلقه موی تو می کشد
4
فارغ ز بوی غالیه جعد سنبلم
خاطر به جعد غالیه بوی تو می کشد
5
ای ترک مست این همه سنگ جفا مزن
بر دل شکسته ای که سبوی تو می کشد
6
بر عاشقان بلاست جفای تو و دلم
چنیدین بلا ز تندی خوی تو می کشد
7
دور از رخت کشید هلالی هزار آه
آه! این چه هاست کز غم روی تو می کشد؟