غزل · هلالی جغتایی
غزل شماره ۱۱۹ - اگر سودای عشق این ست، من دیوانه خواهم شد...
1
اگر سودای عشق این ست، من دیوانه خواهم شد
چه جای آشنا؟ کز خویش هم بیگانه خواهم شد
2
دمیدی یک فسون وز دست بردی صبر و هوش من
خدا را ترک افسون کن که من افسانه خواهم شد
3
غم عشق تو را چون گنج کرده ام پنهان
به این گنج نهانی ساکن ویرانه خواهم شد
4
شبی کز روی آتشناک مجلس را بر افروزی
تو شمع جمع خواهی گشت و من پروانه خواهم شد
5
مرا کنج صلاح و خرقه تقوا نمی زیبد
گریبان چاک و رسوا جانی می خانه خواهم شد
6
به دور آن لب می گون مجو پیمان زهد از من
سر پیمان ندارم بر سر پیمانه خواهم شد
7
هلالی من نه آن رندم که از مستی شوم بیخود
اگر بیخود شوم، زان نرگس مستانه خواهم شد