غزل · هلالی جغتایی
غزل شماره ۱۲۱ - تا سلسله زلف تو زنجیر جنون شد...
1
تا سلسله زلف تو زنجیر جنون شد
وابستگی این دل دیوانه فزون شد
2
شرمنده شد از عکس جمالت مه و خورشید
وز عارض گل رنگ تو دل غنچه خون شد
3
خون شد دل من دم به دم از فرقت دلبر
زان رو ز ره دیده خون بار برون شد
4
آنجا، که صبا را گذری نیست، که گوید
حال دل این خسته به دلدار، که چون شد؟
5
هرجند قدت راست هلالی چو الف بود
از بار غم دوست به یک بار چو نون شد