کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۲۲ - گل شکفت و شوق آن گل چهره از سر تازه شد...

1

گل شکفت و شوق آن گل چهره از سر تازه شد

وای جان من! که بر دل داغ دیگر تازه شد

2

آمد از کویت نسیمی، غنچه دل ها شکفت

گلشن جان زان نسیم روح پرور تازه شد

3

تا گذشتی همچو آب خضر بر طرف چمن

هر خس و خاشاک چون سرو و صنوبر تازه شد

4

توسنت بار دگر پا بر رخ زردم نهاد

دولت من بین! که بازم سکه زر تازه شد

5

زخم های تیر مژگان سر به سر آورده بود

چون نمک پاشیدی از لب ها، سراسر تازه شد

6

تازه شد جان هلالی، تا به خون عاشقان

رسم خونریزی از آن شوخ ستمگر تازه شد

متن شعر کپی شد.