غزل · هلالی جغتایی
غزل شماره ۱۲۳ - غم بتان مخور ای دل که زار خواهی شد...
1
غم بتان مخور ای دل که زار خواهی شد
اگر عزیز جهانی، تو خوار خواهی شد
2
اگر چو من هوس زلف یار خواهی کرد
ز عاشقان سیه روزگار خواهی شد
3
تو از طریقه یاری همیشه فارغ و من
نشسته ام به امیدی که یار خواهی شد
4
چو در وفای توام بر دلم جفا مپسند
که پیش اهل وفا شرمسار خواهی شد
5
کنون به حسن تو کس نیست از هزار یکی
تو خود هنوز یکی از هزار خواهی شد
6
ز فکر کار جهان بار غم به سینه منه
وگر نه بر سر این کار و بار خواهی شد
7
هلالی، از پی آن شهسوار تند مرو
که نارسیده به گردش غبار خواهی شد