کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۲۸ - نگسلد رشته جان من از آن سرو بلند...

1

نگسلد رشته جان من از آن سرو بلند

این چه نخلی ست که دارد برگ جان پیوند؟

2

آه! از آن چشم که چون سوی من افگند نگاه

چاک ها در دلم از خنجر مژگان افگند

3

گر دهم جان به وفایش نپسندد هرگز

آه! از آن شوخ جفاپیشه دشوارپسند!

4

گر نگیرد ز سر لطف کرم دست مرا

دست کوتاه من و دامن آن سرو بلند

5

منم از چشم تو قانع به نگاهی گاهی

ور تمنای میانت به خیالی خرسند

6

صد رهم بینی و نادید کنی، آه از تو!

حال من دیدن و این گونه تغافل تا چند؟

7

مهر رخسار تو، چون ذره، پریشانم ساخت

شوق خال تو مرا سوخت بر آتش چو سپند

8

شب هجر تو، هلالی، ز خراش دل خویش

چاک زد سینه، به نوعی که دل از خود بر کند

متن شعر کپی شد.