کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۲۹ - یارب! غم ما را که به عرض تو رساند؟...

1

یارب! غم ما را که به عرض تو رساند؟

کانجا که تویی باد رسیدن نتواند

2

خاکم چو برد باد پریشان شوم از غم

کز من به تو ناگاه غباری برساند

3

مشکل غم و دردی ست که درد و غم ما را

بی غم نکند باور و بی درد نداند

4

خونین جگری، کز غم هجران تو گرید

از دیده به هر چشم زدن خون بچکاند

5

عالم همه غم دان و غم او مخور ای دل

می خور، که تو را از غم عالم برهاند

6

مردم لب جو سرو نشانند و دل ما

خواهد که تو رت بیند و در دیده نشاند

7

من بنده ام، از بهر چه می رانی ازین در،

کس بنده خود را ز در خویش نراند

8

خواهد که شود کشته به تیغ تو هلالی

نیکو هوسی دارد، اگر زنده بماند

متن شعر کپی شد.