کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۳۰ - عارضت هست بهشتی، که عیان ساخته اند...

1

عارضت هست بهشتی، که عیان ساخته اند

قامتت آب حیاتی که روان ساخته اند

2

این چه گلزار جمال ست، که بر قامت تو

از سمن عارضش و از غنچه دهان ساخته اند؟

3

لبت، آیا چه شکر ریخت که گفتار تو را

همه شیرین سخنان ورد زبان ساخته اند؟

4

بر گل روی تو آن سبزه تر دانی چیست؟

فتنه هایی که نهان بود عیان ساخته اند

5

بر گمانی دهنت ساخته اند اهل یقین

چون یقین نیست، ضرورت، به گمان ساخته اند

6

مکن، ای دل هوس گوشه آن چشم، بترس

زان بلاها که در آن گوشه نهان ساخته اند

7

گر مرا نام و نشان نیست، هلالی چه عجب؟

عاشقان را همه بی نام و نشان ساخته اند

متن شعر کپی شد.