کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۳۱ - جان من، بهر تو از جان بدنی ساخته اند...

1

جان من، بهر تو از جان بدنی ساخته اند

بر وی از رشته جان پیرهنی ساخته اند

2

بر گلت سبزه عنبرشکنی ساخته اند

از گل و سبزه عجایب چمنی ساخته اند

3

تن سیمین تو نازک، دل سنگین تو سخت

بوالعجب سنگدل و سیم تنی ساخته اند

4

الله! الله! چه توان گفت رخ و زلف تو را؟

گوییا از گل و سنبل چمنی ساخته اند

5

خوش بخند ای گل بستان لطافت، که تو را

بر گل از غنچه خندان دهنی ساخته اند

6

من که باشم که تو گویی سخن همچو منی؟

مردم از بهر دل من سخنی ساخته اند

7

می کنم کوه غم از حسرت شیرین دهنان

از من، این سنگ دلان، کوه کنی ساخته اند

8

بعد از این راز هلالی نتوان داشت نهان

که بهر خلوت از آن انجمنی ساخته اند

متن شعر کپی شد.