غزل · هلالی جغتایی
غزل شماره ۱۳۲ - عجب!که رسم وفا هرگز آن پری داند...
1
عجب!که رسم وفا هرگز آن پری داند
پری کجا روش آدمی گری داند؟
2
دلم به عشوه ربود اول و ندانستم
که آخر این همه شوخی و دلبری داند
3
به عاشقان ستم دوست عین مصلحت ست
که شاه مصلحت کار لشکری داند
4
حدیث لعل خود از چشم درفشانم پرس
که قدر گوهر سیراب گوهری داند
5
به ناز گفت: هلالی کمینه بنده ماست
زهی سعادت! اگر بنده پروری داند