کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۳۳ - جهان و هر چه درو هست پایدار نماند...

1

جهان و هر چه درو هست پایدار نماند

بیار باده که عالم به یک قرار نماند

2

غنیمتی شمر، ای گل، نوای عشرت بلبل

که برگ ریز خزان آید و بهار نماند

3

تو مست باده نازی، ولی مناز، که آخر

ز مستی یی که تو داری به جز خمار نماند

4

بسی نماند که خاکم زنند باد فراقت

روان بگردد و زان گرد و هم غبار نماند

5

به روز هجر، هلالی ز روزگار چه نالی؟

معین ست که این روز و روزگار نماند

متن شعر کپی شد.