کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۳۴ - دلم رفت و جان و حزین هم نماند...

1

دلم رفت و جان و حزین هم نماند

ز عمر اندکی ماند و این هم نماند

2

سرم خاک آن در شد و زود باشد

که گردش به روی زمین هم نماند

3

نشسته به خون مردم چشم، دانم

که در خانه مردم نشین هم نماند

4

چه هر دم به ناز افگنی چین بر ابرو؟

مناز، ای بت چین، که چین هم نماند

5

گر افتاده خاکساری بمیرد

سهی قامت نازنین هم نماند

متن شعر کپی شد.