کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۳۵ - پیش از روزی، که خاک قالبم گل ساختند...

1

پیش از روزی، که خاک قالبم گل ساختند

بهر سلطان خیالت کشور دل ساختند

2

صدهزاران آفرین بر کلک نقاشان صنع

کز گل و آب این چنین شکل و شمایل ساختند

3

خوب رویان را جفا دادند و استغنا و ناز

بر گرفتاران، به غایت، کار مشکل ساختند

4

کار ما این بود کز خوبان نگه داریم دل

عاقبت ما را ز کار خویش غافل ساختند

5

آه! ازین حسرت که هر جا خواستم بینم رخش

پیش چشم من هزاران پرده حایل ساختند

6

می تپم، نی مرده و نی زنده، بر خاک درش

همچو آن مرغی که او را نیم بسمل ساختند

7

منظر عیش هلالی از فلک بگذشته بود

خیل اندوه تو با خاکش مقابل ساختند

متن شعر کپی شد.