غزل · هلالی جغتایی
غزل شماره ۱۳۷ - عاشقان هرچند مشتاق جمال دلبرند...
1
عاشقان هرچند مشتاق جمال دلبرند
دلبران بر عاشقان از عاشقان عاشق ترند
2
عشق می نازد به حسن حسن می نازد به عشق
آری، آری، این دو معنی عاشق یکدیگرند
3
در گلستان گر به پای بلبلان خاری خلد
نو عروسان چمن، صد جامه بر تن می درند
4
جان شیرین با لبت آمیخت، گویا، در ازل
گوهر جان من و لعل تو از یک گوهرند
5
ای رقیب از منع ما بگذر که جانبازان عشق
از سر جان بگذرند، اما ز جانان نگذرند
6
مردم و رحمی ندیدم زین بتان سنگدل
من نمی دانم مسلمانند یا خود کافرند؟
7
با تن لاغر هلالی از غم خوبان منال
تن اگر بگداخت باکی نیست جان می پرورند