غزل · هلالی جغتایی
غزل شماره ۱۳۸ - رند لب تشنه چرا جام شرابی نزند؟...
1
رند لب تشنه چرا جام شرابی نزند؟
چون کسی بر جگر سوخته آبی نزند
2
هر که خواهد که دمی جام کشد همچو حباب
خیمه عشق چرا بر سر آبی نزند؟
3
شهر ویران کنم از اشک خود گنج مراد
تا دم از عشق تو هر خانه خرابی نزند
4
با همه مشک فشانی نتواند سنبل
که خم زلف تو را بیند و تابی نزند
5
یار بدخوست، هلالی طمع خام مکن
با حذر باش، که شمشیر عتابی نزند