غزل · هلالی جغتایی
غزل شماره ۱۳۹ - چو ترک من هوس مجلس شراب کند...
1
چو ترک من هوس مجلس شراب کند
هزار عاشق دل خسته را کباب کند
2
خراب چون نشوم از کرشمه های کسی
که در کرشمه اول جهان خراب کند؟
3
شدم ز حسرت او در نقاب خاک و هنوز
به خاک من چو رسد روی در نقاب کند
4
چه طالع ست که ناگاه بر سرم روزی
اگر فرشته رحمت رسد عذاب کند؟
5
تپیدن دل من روز هجر دانی چیست؟
برای دیدن روی تو اضطراب کند
6
ز خواب چشم گشایی و فتنه انگیزی
تو آفتی، نگذاری که فتنه خواب کند
7
نمود وعده دیدار و دیدمش در خواب
نگویمش، که مبادا به آن حساب کند
8
چو سایه روی هلالی به خاک یکسان باد
اگر ز سایه تو رو به آفتاب کند