کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۴۰ - هرگز آن شوخ به ما غیر نگاهی نکند...

1

هرگز آن شوخ به ما غیر نگاهی نکند

آن هم از ناز کند گاهی و گاهی نکند

2

می روم بر سر راهش به امید نظری

آه اگر بگذرد آن شوخ و نگاهی نکند

3

این همه ناله که من می کنم از درد فراق

هیچ ماتم زده خانه سیاهی نکند

4

حاصل عشق همین بس که اسیر غم او

دل به مالی ندهد، میل به جاهی نکند

5

زاهدا گر هوس باده و شاهد گنه ست

بنده هرگز نتواند که گناهی نکند

6

سوی هر کس که بدین شکل و شمایل گذری

کی تواند که تو را بیند و آهی نکند؟

7

چون هلالی شرفی یافتم از بندگیت

کس چرا بندگی همچو تو شاهی نکند؟

متن شعر کپی شد.