غزل · هلالی جغتایی
غزل شماره ۱۴۴ - جای آن ست که شاهان ز تو شرمنده شوند...
1
جای آن ست که شاهان ز تو شرمنده شوند
سلطنت را بگذارند و تو را بنده شوند
2
گر به خاک قدمت سجده میسر گردد
سرفرازان جهان جمله سرافگنده شوند
3
بر سر خاک شهیدان اگر افتد گذرت
کشته و مرده، همه از قدمت زنده شوند
4
جمع خوبان همه چون کوکب و خورشید تویی
تو برون آی، که این جمله پراگنده شوند
5
هیچ ذوقی به ازین نیست که، از غایت شوق
چشم من گرید و لب های تو در خنده شود
6
گر تو آن طلعت فرخ بنمایی روزی
تیره روزان همه با طالع فرخنده شوند
7
اگر این ست، هلالی، شرف پایه عشق
همه کس طالب این دولت پاینده شوند