کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۴۴ - جای آن ست که شاهان ز تو شرمنده شوند...

1

جای آن ست که شاهان ز تو شرمنده شوند

سلطنت را بگذارند و تو را بنده شوند

2

گر به خاک قدمت سجده میسر گردد

سرفرازان جهان جمله سرافگنده شوند

3

بر سر خاک شهیدان اگر افتد گذرت

کشته و مرده، همه از قدمت زنده شوند

4

جمع خوبان همه چون کوکب و خورشید تویی

تو برون آی، که این جمله پراگنده شوند

5

هیچ ذوقی به ازین نیست که، از غایت شوق

چشم من گرید و لب های تو در خنده شود

6

گر تو آن طلعت فرخ بنمایی روزی

تیره روزان همه با طالع فرخنده شوند

7

اگر این ست، هلالی، شرف پایه عشق

همه کس طالب این دولت پاینده شوند

متن شعر کپی شد.