کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۴۶ - شیرین دهنا! این همه شیرین نتوان بود...

1

شیرین دهنا! این همه شیرین نتوان بود

شیری که تو خوردی مگر از ریشه جان بود؟

2

این حسن چه حسن ست که از پرده عیان ساخت؟

نقشی که پس پرده تقدیر نهان بود

3

تنها نه من از واقعه عشق خرابم

مجنون هم از این واقعه رسوای جهان بود

4

امروز نشد نام و نشان دل من گم

تا بود دل گم شده بی نام و نشان بود

5

دی بود گمان کز غمت امروز بمیرم

امروز یقین ست مرا هرچه گمان بود

6

هر تیر جفایی که دو ابروی تو افگند

بس کارگر آمد که به زور دو کمان بود

7

خود را خس و خاشاک درت گفت هلالی

تحقیق نمودیم بسی کمتر از آن بود

متن شعر کپی شد.