غزل · هلالی جغتایی
غزل شماره ۱۴۷ - دی به راهم دیدن و آن گاه نادیدن چه بود؟...
1
دی به راهم دیدن و آن گاه نادیدن چه بود؟
روی گردانیدن و از راه گردیدن چه بود؟
2
گر نه در دل داشتی کز رشک گریم زار زار
پیش من رخ در رخ اغیار خندیدن چه بود؟
3
خواستی کز ساغر حسرت خورم خون جگر
ور نه در بزم رقیبان جرعه نوشیدن چه بود؟
4
من نمی دانم که این خشم تو را تقریب چیست؟
خود بگو آخر که بی تقریب رنجیدن چه بود؟
5
دوش در کویت به بیماری فکندم خویش را
تا نگویندم که شب تا روز نالیدن چه بود؟
6
خانه اغیار را پرسید و من مردم ز رشک
دوستان پرسید زو کین خانه پرسیدن چه بود؟
7
بی مه رویش هلالی زار گشتی عاقبت
با چنین نامهربانی مهر ورزیدن چه بود؟