کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۴۹ - کاکل ز چه بگذاشته ای تا کمر خود؟...

1

کاکل ز چه بگذاشته ای تا کمر خود؟

مگذار بلاهای چنین را به سر خود

2

رفتار تو را گر ملک از عرش ببیند

آید به زمین فرش کند بال و پر خود

3

چشم تو نهان یک نظر از لطف بینداخت

ما را ز چه انداخته ای از نظر خود؟

4

دیروز ز همه عالم خبرم بود

امروز چنانم که ندارم خبر از خود

5

در عشق تو از من اثری بیش نماندست

نزدیک شد آن دم که نیابم اثر خود

6

من کشته شوم به که جدا افتم از آن در

زارم بکش و دور میفگن ز در خود

7

دور از تو چه گویم به چه حال ست هلالی؟

درمانده به درد دل خونین جگر خود

متن شعر کپی شد.