کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۵۰ - یار اگر مرحم داغ دل محزون نشود...

1

یار اگر مرحم داغ دل محزون نشود

با چنین داغ دلم خون نشود چون نشود؟

2

جز دل سخت تو خون شد همه دل ها ز غمم

دل مگر سنگ بود کز غم من خون نشود

3

این که با ما ستمت کم نشود باکی نیست

کوشش ما همه این ست که افزون نشود

4

گر به سرمنزل لیلی گذری، جلوه کنان

نیست ممکن که تو را بیند و مجنون نشود

5

بس که در ناله ام از گردش گردون همه شب

هیچ شب نیست دو صد ناله به گردون نشود

6

واعظا ترک هلالی کن و افسانه مخوان

کشته عشق بتان زنده به افسون نشود

متن شعر کپی شد.