کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۵۱ - لعل جان بخشت که یاد از آب حیوان می دهد...

1

لعل جان بخشت که یاد از آب حیوان می دهد

زنده را جان می ستاند مرده را جان می دهد

2

دور بادا چشم بد، کامروز در میدان حسن

شهسوار من سمند ناز جولان می دهد

3

یا رب اندر ساغر دوران شراب وصل نیست

یا به دور ما همه خوناب هجران می دهد؟

4

دل مگر پابسته زلف تو شد کز حال او

باد می آید خبرهای پریشان می دهد؟

5

نیست درد عشق خوبان را به درمان احتیاج

گر طبیب این درد بیند ترک درمان می دهد

6

موجب این گریه های تلخ می دانی که چیست؟

عشوه شیرین که آن لب های خندان می دهد

7

ای اجل سوی هلالی بهر جان بردن میا

زان که عاشق گاه مردن جان به جانان می دهد

متن شعر کپی شد.