کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۵۲ - هر گه آن قصاب خنجر بر گلوی من نهد...

1

هر گه آن قصاب خنجر بر گلوی من نهد

می نهم سر بر زمین تا پا به روی من نهد

2

آن که هر سو کشته ای سر می نهد بر پای او

کشته آنم که روزی پا به سوی من نهد

3

خوی او تندست با من، گو: رقیب سنگ دل

تا برآرد تیغ و پیش تندخوی من نهد

4

دفع سودای سر زلف تو نتواند حکیم

گر دو صد زنجیر بر هر تار موی من نهد

5

گرد غم را گر به آب دیده بنشانم دمی

باز برخیزد قدم در جستجوی من نهد

6

بوی مشک آید از اوراق هلالی سال ها

گر دمی پیش غزال مشک بوی من نهد

متن شعر کپی شد.