غزل · هلالی جغتایی
غزل شماره ۱۵۶ - اگر نه از گل نورسته بوی یار آید...
1
اگر نه از گل نورسته بوی یار آید
هوای باغ و تماشای گل چه کار آید؟
2
بهار می رسد، آهنگ باغ کن، زان پیش
که رفته باشی و بار دگر بهار آید
3
ز باده سرخوشی خود، زمان زمان، نو کن
چنان مکن که رود مستی و خمار آید
4
فتاده کشتی عمرم به موج خیز فراق
امید نیست کزین ورطه بر کنار آید
5
هزار عاشق دل خسته خاک راه تو باد
ولی مباد که بر دامنت غبار آید
6
جدا ز لعل تو هر قطره ای ز آب حیات
مرا به دیده چو پیکان آبدار آید
7
چو بار نیست بر این آستان هلالی را
از این چه سود که روزی هزار بار آید؟