غزل · هلالی جغتایی
غزل شماره ۱۵۷ - چه حاصل گر هزاران گل دمد یا صد بهار آید؟...
1
چه حاصل گر هزاران گل دمد یا صد بهار آید؟
مرا چون با تو کار افتاده است این ها چه کار آید؟
2
دلم را باغ و بستان خوش نمی آید، مگر وقتی
که جامی در میان آرند و سروی در کنار آید
3
چو سوی زلف خوبان رفت، سوی ما نیاید دل
وگر آید سیه روز و پریشان روزگار آید
4
نمی آیم برون از بیم رسوایی، که می ترسم
مرا در پیش مردم گریه بی اختیار آید
5
س از عمری، اگر آن طفل بدخو بگذرد سویم
نمی گیرد قراری، تا دل من در قرار آید
6
فزون از داغ نومیدی بلایی نیست عاشق را
مبادا کین بلا پیش من امیدوار آید
7
هلالی چون تو درویشی و آن مه خسرو خوبان
تو را از عشق او فخریت و او را از تو عار آید