غزل · هلالی جغتایی
غزل شماره ۱۶۶ - ای کسانی که به خاک قدمش جا دارید...
1
ای کسانی که به خاک قدمش جا دارید
گاه گاه از من محروم شده یاد آرید
2
تا کی از حسرت او خیزم و بر خاک افتم؟
وقت آنست که از خاک مرا بردارید
3
گر ز نزدیک نخواهد که ببینم رویش
باری از دور به نظاره او بگذارید
4
بی شمارند صف جمع غلامان در پیش
بنده را در صف آن جمع یکی بشمارید
5
گرد آن کوی سگانند بسی، بهر خدا
که مرا نیز در آن کوی سگی پندارید
6
بعد مردن سر من در سر کویش فگنید
ور توانید به خاک قدمش بسپارید
7
تا کی ای سنگ دلان مرگ هلالی طلبید؟
مرد بیچاره، شما نیز همین انگارید