غزل · هلالی جغتایی
غزل شماره ۱۶۷ - آن کمر بستن و خنجر زدنش را نگرید...
1
آن کمر بستن و خنجر زدنش را نگرید
طرف دامن به میان بر زدنش را نگرید
2
خلعت حسن و کمر ترکش نازش بینید
عقد دستار به سر بر زدنش را نگرید
3
جانب گریه من چون نگرد از سر ناز
خنده بر جانب دیگر زدنش را نگرید
4
شوخ من مست شد و ساغر می زد به سرم
شوخی و مستی و ساغر زدنش را نگرید
5
ناگه آن شوخ درون آمد و سر زد همه را
مست در مجلس ما سر زدنش را نگرید
6
چون بدان قامت رعنا کند آهنگ چمن
طعنه بر سرو و صنوبر زدنش را نگرید
7
منکر آه جهانسوز هلالی مشوید
هر دم آتش به جهان بر زدنش را نگرید