کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۶۹ - بهر درد دل ما از تو دوایی نرسید...

1

بهر درد دل ما از تو دوایی نرسید

سعی بسیار نمودیم، به جایی نرسید

2

ما اسیران به تو هرگز ننمودیم وفا

که همان لحظه به ما از تو جفایی نرسید

3

قامتم چنگ شد و لطف تو ننواخت مرا

بی نوایی ز تو هرگز به نوایی نرسید

4

با چنین قامت بالا نرسیدی به کسی

کز تو بر سینه او تیر بلایی نرسید

5

حالتی نیست در آن کس، که به جان و دل او

فتنه جلوه گر عشوه نمایی نرسید

6

گر هلالی به وصالت نرسد نیست عجب

هیچ گه منصب شاهی به گدایی نرسید

متن شعر کپی شد.