کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۸۲ - هر روز در کویش روم، پیدا کنم یار دگر...

1

هر روز در کویش روم، پیدا کنم یار دگر

او را بهانه سازم و آن جا روم بار دگر

2

کارم همین عشق ست و من حیران کار خویشتن

ای کاش، بودی هم مرا، جز عاشقی، کار دگر

3

من کیستم تا خوش زیم در سایه دیوار او؟

بگذار کر غم جان دهم در زیر دیوار دگر

4

بیرون مرو، جولان مکن، وز ناز قصد جان مکن

انگار مرد از هر طرف صد عاشق زار دگر

5

در عشق مژگان صنم صحرانوردی ها کنم

دارم به پا خاری عجب، در پای دل خار دگر

6

گر داشت روزی بیش ازین بازار یوسف رونقی

دارد متاع حسن تو امروز بازار دگر

7

غیر از هلالی ماه من، داری وفادارن بسی

اما نداری همچو او، یار وفادار دگر

متن شعر کپی شد.