غزل · هلالی جغتایی
غزل شماره ۱۸۵ - با رخ زرد آمدم سوی رخت ای سرو ناز...
1
با رخ زرد آمدم سوی رخت ای سرو ناز
یعنی آوردم به خاک درگهت سوی نیاز
2
دولت حسن و جوانی یک دو روزی بیش نیست
در نیاز ما نگر، چندین به خسن خود مناز
3
عمر بگذشت و شب تاریک هجر آخر نشد
یا شبم کوتاه می بایست، یا عمرم دراز
4
تاب بیماری ندارم بیش از این ها، ای فلک
یا نسیم روح پرور، یا سموم جان گداز
5
مردم چشم هلالی پاک می بازد نظر
رو متاب، ای نازنین، از مردمان پاک باز