غزل · هلالی جغتایی
غزل شماره ۱۹۰ - برخیز طبیبا که دل آزرده ام امروز...
1
برخیز طبیبا که دل آزرده ام امروز
بگذار مرا، کز غم او مرده ام امروز
2
چون برگ خزان چهره من زرد شد از غم
کو آن گل سیراب؟ که پژمرده ام امروز
3
چون گوشه دامان من از خون شده رنگین
هر گوشه که دامان خود افشرده ام امروز
4
امروز مرا چون فلک آورد به افغان
من نیز فغان را به فلک برده ام امروز
5
ای قبله مقصود، ز من روی مگردان
کز هر دو جهان رو به تو آورده ام امروز
6
بگذار، هلالی، که به صد درد نالم
کز جور فلک تیر جفا خورده ام امروز