کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۹۱ - عمر رفت و از تو ما را صد پریشانی هنوز...

1

عمر رفت و از تو ما را صد پریشانی هنوز

وه! چه عمرست این؟ که حال ما نمی دانی هنوز

2

یک نظر دیدیم دیدارت و زان عمری گذشت

دیدها بر هم نمی آید ز حیرانی هنوز

3

چیست چندین التفات آشکارا با رقیب؟

جانب ما یک نظر ناکرده پنهانی هنوز

4

در صف طاعت نشستم، روی دل سوی بتان

کافری صد بار بهتر زین مسلمانی هنوز

5

پیش ازین، روزی هلالی ترک خوبان کرده بود

می کند خود را ملامت از پشیمانی هنوز

متن شعر کپی شد.