کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۹۲ - عید شد، هر گوشه، خلقی ماه نو دارد هوس...

1

عید شد، هر گوشه، خلقی ماه نو دارد هوس

گوشه ابرو نمودی، ماه ما این ست و بس

2

هست فردا عید و هر کس ماه نو دارد هوس

عید ما روی تو و ماه نو ابروی تو بس

3

می روی خندان و می گویی مبارک باد عید!

همچو عید ما مبارک نیست عید هیچ کس

4

در غمت گر جان به دشواری دهم وعذور دار

زان که دل تنگ ست و آسان بر نمی آید نفس

5

یار رفت ای دل چه سود از ناله شبگیر تو؟

صاحب محمل فراقت دارد از بانگ جرس

6

ناله می کردم، سگ کویت به فریادم رسید

من سگ کویی کز آن جا آید این فریادرس

7

پیش رخسار تو دل در سینه دارد اضطراب

همچو آن مرغی، که باشد موسم گل در قفس

8

گر دل و جان هلالی ز آتش غم سوخت سوخت

بر سر کوی تو گو: هرگز مباش این خار و خس

متن شعر کپی شد.