کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۹۳ - کار من از جمله عالم همین عشقست و بس...

1

کار من از جمله عالم همین عشقست و بس

عالمی دارم، که در عالم ندارد هیچ کس

2

پادشاه هل دردم بر سر میدان عشق

من میان خیل فتنه و خیل بلا از پیش و پس

3

دست امیدم ز دامان وصالش کوته ست

وه! که جایی رفته ام کان جا ندارم دسترس

4

در جهان چیزی که دارم از سواد عشق او

یک دل و چندین تمنا، یک سر و چندین هوس

5

آرزو دارم که پیشت جان دهم، بهر خدا

یک نفس بنشین، که باقی نیست غیر از یک نفس

6

این چنین برقی که از نعل سمندت می جهد

بر سر راه تو خواهم سوختن چون خار و خس

7

زار می نالد هلالی بی تو در کنج فراق

همچو آن بلبل که می نالد به زندان قفس

متن شعر کپی شد.