کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۹۷ - دردمندم گر مرا درمان نباشد گو مباش...

1

دردمندم گر مرا درمان نباشد گو مباش

دردمندان تو را جان نباشد گو مباش

2

گر غریبی بر سر کویت بمیرد گو بمیر

ور گدایی بر سر سلطان نباشد گو مباش

3

چند روزی با جمالت عشق پنهان باختم

بعد ازین قصه گر پنهان نباشد گو مباش

4

عاشق دیوانه ام سامان کار از من مجوی

عاشق دیوانه را سامان نباشد گو مباش

5

در بتان دل بسته ام دیگر مرا با دین چه کار؟

بت پرستم گر مرا ایمان نباشد گو مباش

6

گر هلالی از سر کویت به زاری رفت، رفت

این چنین خاری درین بستان نباشد گو مباش

متن شعر کپی شد.