کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۰۰ - آن که از آب حیات آزرده می گردد تنش...

1

آن که از آب حیات آزرده می گردد تنش

کی توان دیدن به روز جنگ غرق آهنش؟

2

آن که بر دوشش گرانی می کند جیب قبا

چون روا دارد کسی بار زره بر گردنش؟

3

خوش نباشد در قبای آهنین آن سیم تن

ای خوش آن روزی که بینم در ته پیراهنش!

4

آن تن پاک از لطافت هست چون آب حیات

غالبا موج همان آب ست شکل جوشنش

5

حیف باشد زخم تیر او بر چشم دشمنان

چشم زخم دوستان بادا نصیب دشمنش!

6

نعل بر شکل هلالی پای اسبش بوسه زد

کاشکی بودی هلالی نیز لعل توسنش!

متن شعر کپی شد.