کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۰۲ - گر گذر افتد چو باغ صبح، بر خاک منش...

1

گر گذر افتد چو باغ صبح، بر خاک منش

همچو گرد از خاک برخیزم بگیرم دامنش

2

در هوایش گر رود ذرات خاک من به باد

از هواداری در آیم ذره وار از روزنش

3

آن پری رو را چه لایق کلبه تاریک دل؟

مردم چشم ست، بنشانم به چشم روشنش

4

گر شبی لطف تنش بر پیرهن ظاهر شود

از خوشی دیگر نگنجد در قبا پیراهنش

5

از لطافت دم مزن ای گل به آن نازک بدن

زانکه گر دم می زنی آزرده می گردد تنش

6

تا به گردن غرق خونم، دیده بر راه امید

گر به خون ریزم نیاید خون من در گردنش

7

خاک شد مسکین هلالی در ره آن شهسوار

تا لگدکوب جفا گردد چو نعل توسنش

متن شعر کپی شد.