غزل · هلالی جغتایی
غزل شماره ۲۰۴ - کار من فریاد و افغان ست دور از یار خویش...
1
کار من فریاد و افغان ست دور از یار خویش
مردمان در کار من حیران و من در کار خویش
2
ای طبیب دردمندان ای تغافل تا به کی؟
گاه گاهی می توان پرسیدن از بیمار خویش
3
گرد کویت بیش ازین عشاق مسکین را مسوز
دود دل ها را نگه کن بر در و دیوار خویش
4
چند بهر قتل من آزرده سازی خویش را؟
رحم فرما، بگذر از قتل من و آزار خویش
5
تا هلالی را به سوز عشق پیدا شد سری
می گدازد همچو شمع از آه آتش بار خویش