غزل · هلالی جغتایی
غزل شماره ۲۰۶ - ای کجی آموخته پیوسته از ابروی خویش...
1
ای کجی آموخته پیوسته از ابروی خویش
راستی هم یاد گیر از قامت دل جوی خویش
2
کعبه ما کوی توست از کوی خود ما را مران
قبله ما روی تو ما را مران از کوی خویش
3
سر به بالین فراقت هر کسی شب تا به روز
ما و غم های تو و سر بر سر زانوی خویش
4
شب چو بر خاک درت پهلو نهادم گفت دل
من ز پهلوی تو در عیشم، تو از پهلوی خویش
5
چون هلالی را فلک سرگشته می دارد چنین
بی جهت می نالد از ماه هلال ابروی خویش