غزل · هلالی جغتایی
غزل شماره ۲۱۰ - گر من ز شوق خویش نویسم به یار خط...
1
گر من ز شوق خویش نویسم به یار خط
یک حرف از آن ادا نشود در هزار خط
2
خوش صفحه ای ست روی تو، یا رب که تا ابد
هرگز بر آن ورق ننشاند غبار خط
3
ما را به دور حسن تو با نوخطان چه کار؟
تا روی ساده هست نیاید به کار خط
4
خط گو: مباش گرد رخت، وه! چه حاجت ست
مجموعه جمال تو را بر کنار خط؟
5
از خط روزگار مکش سر که عاقبت
بر دفتر حیات کشد روزگار خط
6
زین پیش حسن خط بتان معتبر نبود
در دور عارض تو گرفت اعتبار خط
7
قاصد به غیر چند بری خط یار را؟
یک بار هم به نام هلالی بیار خط