کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۱۲ - ما که از سوز تو در گریه زاریم چو شمع...

1

ما که از سوز تو در گریه زاریم چو شمع

خبر از سوختن خویش نداریم چو شمع

2

پیش تیغ تو سر از تن بگذاریم ولی

شعله شوق تو از سر نگذاریم چو شمع

3

تاب هنگامه اغیار نداریم، که ما

کشته و سوخته خلوت یاریم چو شمع

4

هست چون آتش ما بر همه عالم روشن

سوز خود را به زبان بهر چه آریم چو شمع؟

5

ای نسیم سحر، از صبح وصالش خبری

تا همه خنده زنان جان بسپاریم چو شمع

6

ما که داریم دل و دیده پر از آتش و آب

چون نسوزیم و چرا اشک نباریم چو شمع؟

7

سوخت صد بار، هلالی، جگر ما شب هجر

ما جگرسوخته این شب تاریم چو شمع

متن شعر کپی شد.