کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۱۳ - مهوشان در نظر کج نظرانند، دریغ!...

1

مهوشان در نظر کج نظرانند، دریغ!

انجم انجمن بی بصرانند، دریغ!

2

از گرفتاری احباب ندارند خبر

خوب رویان جهان بی خبرانند، دریغ!

3

گلعذاران که نمودند رخ از پرده ناز

چون صبا هم نفس پرده درانند، دریغ!

4

چشم ما پر در و لعل ست، ولی سیم بران

چشم بر لعل و در بدگهرانند، دریغ!

5

ما نخواهیم به جز خیل بتان یار دگر

نیک این طایفه یار دگرانند، دریغ!

6

همچو عمر از صف عشاق روان می گذری

عاشقان عمر چنین می گذرانند، دریغ!

7

تازه شد داغ هلالی ز غم لاله رخان

همه داغ دل خونین جگرانند، دریغ!

متن شعر کپی شد.