کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۱۷ - ای تو سرو چمن حسن و گل باغ جمال...

1

ای تو سرو چمن حسن و گل باغ جمال

جلوه حسن و جمالت همه در حد کمال

2

با چنین حسن تو را ماه فلک چون گویم؟

آفتابی، به تو یارب نرسد هیچ زوال!

3

کاتبان قلم صنع که مشکین رقمند

صفحه روی تو آراسته اند از خط و خال

4

با تو خواهم که صبا حال مرا عرضه دهد

لیکن آن جا که تویی باد صبا را چه مجال؟

5

بی تو هر شب منم و گوشه تنهایی خویش

پای در دامن غم، سر به گریبان ملال

6

وه! چه فرخنده شبی باشد و خرم روزی!

که فراق تو مبدل شده باشد به وصال

7

روی در روی تو آرم همه وقت از همه سو

چشم در چشم تو باشم، همه جا، در همه حال

8

با تو از هر طرفی صد سخن آرم به میان

هر جوابی که دهی باز درآیم به سوال

9

گفتگو چند؟ هلالی، دگر افسانه مخوان

تو کجا؟ وصل کجا؟ این چه خیال ست محال؟

متن شعر کپی شد.