غزل · هلالی جغتایی
غزل شماره ۲۲۰ - آمد بهار و خوشدلم از رنگ و بوی گل...
1
آمد بهار و خوشدلم از رنگ و بوی گل
آن به که می کشم دو سه روزی به روی گل
2
گل دیده ام، آرزوی کسی در دلم فتاد
کز دیدنش نکند کسی آرزوی گل
3
این دم که بوی دلکش گل می دهد نسیم
بس دلکش ست گشت گلستان به بوی گل
4
خوش آن که یار باشد و من در حریم باغ
من سوی او نظر فگنم، او به سوی گل
5
دید آن دوزخ هلالی و آسوده دل نشست
از جست و جوی لاله و از گفت و گوی گل