کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۲۲ - نیست حد آن که گویم بنده روی توام...

1

نیست حد آن که گویم بنده روی توام

دیگری گرینده باشد، من سگ کوی توام

2

بر امید آن که یک دشنام روزی بشنوم

سال ها شد، جان من، کز جان دعاگوی توام

3

گر چه ای، بدخوی من، خوی تو عاشق گشتن ست

ترک خوی خود مکن، من کشته خوی توام

4

گر دل من سدره و طوبی نجوید دور نیست

زان که من در آرزوی سرو دل جوی توام

5

چند گویی پای در دامن کش و این سو میا

پا کشیدن چون توان چون دل کشد سوی توام

6

رنجه کردی صاعد و خون هلالی ریختی

تا قیامت شرمسار دست و بازوی توام

متن شعر کپی شد.