غزل · هلالی جغتایی
غزل شماره ۲۲۳ - عجب شکسته دل و زار و ناتوان شده ام!...
1
عجب شکسته دل و زار و ناتوان شده ام!
چنان که هجر تو می خواست، آن چنان شده ام
2
به گفتگوی تو افسانه گشته ام همه جا
به جستجوی تو آواره جهان شده ام
3
خدای را دگر ای یار سوی من مگذر
که من به کوی کسی خاک آستان شده ام
4
دلم ز شادی عالم گرفته است ولی
غمی که از تو رسیده است شادمان شده ام
5
از آن شده است، هلالی، دلم شکاف شکاف
که ناوک غم و اندوه را نشان شده ام