غزل · هلالی جغتایی
غزل شماره ۲۲۵ - ز سوز سینه کبابم، ز سیل دیده خرابم...
1
ز سوز سینه کبابم، ز سیل دیده خرابم
تو شمع بزم کسانی و من در آتش و آبم
2
مرا عقوبت هجر تو بهتر از همه شادی ست
تو راحت دگران شو، که من برای عذابم
3
به دیگران منشین و به جان من مزن آتش
مرا مسوز، که من خود بر آتش تو کبابم
4
اگر برای هلاک من ست ناز و عتابت
بیا و قتل کن ایدون، که مسحق عتابم
5
سوال بوسه نمودم ولی تو لب نگشودی
سخن به عرض رسید و در انتظار جوابم
6
به گرد روی تو پروانه ام، که شمع مرادی
اگر تو روی بتابی، من از تو روی نتابم
7
به قدر خاک از من کسی حساب نگیرد
به کوی دوست، هلالی، ببین که در چه حسابم؟