کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۲۶ - به یار بی وفا عمری وفا کردم ندانستم...

1

به یار بی وفا عمری وفا کردم ندانستم

به امید وفا بر خود جفا کردم ندانستم

2

دل آزاری که هرگز دیده بر مردم نیندازد

به سان مردمش در دیده جا کردم ندانستم

3

اگر گفتم که دارد یار من آیین دلجویی

معاذالله غلط کردم، خطا کردم، ندانستم

4

بلای جان من آن شوخ و من افتاده در کویش

دریغا خانه در کوی بلا کردم ندانستم

5

به هر بیگانه بدخوی او از آشنا بهتر

به آن بیگانه خود را آشنا کردم ندانستم

6

گرفتم آن سر زلف و کشیدم و صد گرفتاری

به دست خویش خود را مبتلا کردم ندانستم

7

هلالی پیش آن مه شرمسارم زین شکایت ها

درین معنی به غایت ماجرا کردم ندانستم

متن شعر کپی شد.