کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۲۹ - اگر چون خاک پامالم کنی، خاک درت گردم...

1

اگر چون خاک پامالم کنی، خاک درت گردم

وگر چون گرد بر بادم دهی، گرد سرت گردم

2

کشی خنجر که می سازم به دست خویش قربانت

چه لطف ست این؟ که من قربان دست و خنجرت گردم

3

تو ماه کشور حسنی و شاه کشور خوبان

گدای کشورت باشم، اسیر لشکرت گردم

4

پس از مردن چو در پرواز آید مرغ جان من

چوم مرغان حرم بر گرد قصر و منظرت گردم

5

مگس وارم، به تلخی، چند رانی؟ سوی خویشم خوان

که بر گرد لب شیرین همچون شکرت گردم

6

هلالی را به هشیاری چه جای طعن؟ ای ساقی

بگردان ساغر می تا هلاک ساغرت گردم

متن شعر کپی شد.